که به عـــاشقان نمودی
رخ همچو مــــاه تابان
دل همچو سنگ خارا...
كوتاه از منابع حكمي و معرفتي
که به عـــاشقان نمودی
رخ همچو مــــاه تابان
دل همچو سنگ خارا...
ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به
به مداوای حکیم...
گمان مبر که به پایان رسید
کار مغان
هزار باده نا خورده
در رگ تاک است ...
اگر کشوری با خردمندی اداره شود
ساکنانش قانع خواهند بود
و از کارشان لذت خواهند برد
و وقتشان را صرف ابداع دستگاه های خودکار
نخواهند کرد.
...
ممکن است انبار اسلحه ای باشد
ولی هیچکس هرگز از آن استفاده نمی کند
مردم از غذا لذت می برند
از بودن با خانواده شان خرسندند
اواخر هفته وقتشان را صرف کار در باغچه هایشان می کنند
و از اعمالشان خرسندند ...
با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب
سحر
نمی آید
استاده ام چو شمع
مترسان ز آتشم ...
سر و دستار نداند که کدام اندازد ...
سخت تنگ آمد، ندارد خلق، حلق...